با اینکه می دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم
با اینکه می دانم پرستش کار کافر است می پرستمت
با اینکه می دانم آخر عشق رسوایی است عاشقت می شوم
پس گناهکارم ، کافرم ، رسوایم ولی همچنان دوستت دارم
نوشته شده توسط نویسنده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 |
به غم كسی اسیرم كه ز من خبر ندارد
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد
غلط است هر كه گوید دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد
نوشته شده توسط نویسنده در سه شنبه بیستم دی 1390 |
شبي در شب ترين شبها، تو ماهم مي شوي آيا؟
تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا؟
شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم؟
تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا؟
پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني
كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا؟
نوشته شده توسط نویسنده در دوشنبه نوزدهم دی 1390 |
سالها رفت و هنوز
يک نفر نيست بپرسد از من
که تو از پنجره ي عشق چه ها مي خواهي؟
صبح تا نيمه ي شب منتظري
همه جا مي نگري
گاه با ماه سخن مي گويي
گاه با رهگذران،خبر گمشده اي مي جويي
راستي گمشده ات کيست؟
کجاست؟
صدفي در دريا است؟
نوري از روزنه فرداهاست
يا خدايي است که از روز ازل ناپيداست...؟
نوشته شده توسط نویسنده در جمعه شانزدهم دی 1390 |
در خلوت من جز تو کسی راه ندارد
رخسار فریبای تو را ماه ندارد
غمنامه ی من غصه ی چشمان تو باشد
غیر از تو دلم دلبر دلخواه ندارد
نوشته شده توسط نویسنده در جمعه شانزدهم دی 1390 |
گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم.
منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم.
ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم.
تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم.
نوشته شده توسط نویسنده در جمعه شانزدهم دی 1390 |
می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می دارم
نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجَم
یا در اندیشه خوب و بَدَش باشم.
نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نه.
می خواهم بروم با آنکه دوستش می دارم.
نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 |
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
غم را دوباره وارد این ماجرا نکن
بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن
با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن
نوشته شده توسط نویسنده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 |
گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دستهای تو توانایی آن را دارد
که مرا زندگانی بخشد
نوشته شده توسط نویسنده در دوشنبه دوازدهم دی 1390 |
کاش می تونستم یه حرفی بزنم که روی رفتارت تاثیر بذاره
هرچی بهت می گم، یا انجام نمی دی، یا اهمیت نمی دی یا برات مهم نیست یا من برات مهم نیستم و ....
آخه چرا هرچی بهت می گفتم، هیچ توجهی نمی کردی؟
می گفتم چند روز یبار یه یه وبلاگ بنویس، مگه این کار چه مشکلی داشت که انجام نمی دادی؟
تو که به حرف من توجه نمی کنی، حداقل باید راهنمایی کنی و بگی منظورت چیه و ...
تو این کار رو هم نمی کردی ..............
نوشته شده توسط نویسنده در جمعه نهم دی 1390 |